یک سگ فضایی بانمک!

حضور چشم بادامی ها در فیلمها معمولا این انتظار را در بینندگان ایجاد می کند که این عزیزان لنگ و لگد کنند و به جان هم بیفتند و با حرکات رزمی یکدیگر را ناکار کنند.حتی در فیلمهای مربوط به کودکان و نوجوانان و انیمیشنهای کشورهای آسیای شرقی هم چنین واقعیتی و جود دارد.برای مثال کارتون فوتبالیستها که قرار بود در آن فوتبال بازی کنند نیز از این صحنه ها خالی نبود.
استفان چو یکی از کارگردانان و بازیگران معروف و جهانی سینمای هنگ کنگ است که فیلمهای رزمی را تا مرحله اسکار پیش برده است.او فیلمهای زیادی از جمله«شتاب کونگ فو» و «فوتبال شائولین» را ساخته است.
سی جی ۷ فیلم روان و لطیفی است که استفان چو برای کودکان و نوجوانان ساخته است.
استفان چو در این فیلم نقش پدر زحمتکشی را بازی می کند که با وجود فقر شدید شبانه روز برای رفاه پسرش کار می کند.او بعضی از نیازهای پسرش را در میان زباله ها پیدا می کند وسایلی از قبیل کفش ورزشی میوه و خیلی چیزهای دیگر.از آنجا که او پسرش را به مدرسه ای خصوصی می فرستد پسرش با بچه هایی نشست و برخاست می کند که خانواده هایی ثروتمند دارند.روزی یکی از دوستان پسرش یک ربات سگ را به نام سی جی یک به مدرسه می آورد که توانایی های ویژه ای دارد.پسرک از پدرش تقاضای چنین اسباب بازی ای می کند.
این اتفاقات همزمان با شایعه ی فرود بشقاب پرنده ها روی زمین رخ می دهد.هنگامی که پدر در میان زباله ها به دنبال یک جفت کفش ورزشی برای پسرش می گردد یک توپ سبز رنگ می یابد. این توپ بعدا تبدیل به یک توله سگ فضایی می شود که تواناییهای خارق العاده ای از خود نشان می دهد.هنرهای رزمی در این فیلم حرف اول را نمی زند ولی در برخی از سکانسها نشان می دهد که دغدغه ی اصلی سازنده فیلم فیلمهایی با مضمون هنرهای رزمی است.
فیلم سی جی هفت داستان غم انگیزی دارد.قصه ی فقر تلخ ترین موضوع برای تمامی گروه های سنی است.با این حال استفان چو این موضوع تلخ را در قالبی فانتزی ارائه می دهد.این قالب فانتزی هم در بیان طنز آلود داستان و دیالوگهای فیلم وجود دارد و هم در اتفاقاتی که به تصویر کشیده می شود.
کاراکتر طراحی شده برای سی جی هفت از طرفی شباهت زیادی به پسرک اصلی داستان دارد و از طرفی با حرکات و میمیک خاص بسیار دوست داشتنی و محبوب است.بدن ژلاتینی و کله پشمالو او بالقوه حالتهای زیبایی را در برخورد با اشیا و در هنگام تحت فشار قرار گرفتن ایجاد می کند.
این فیلم در کل به دنبال انتقال پیام خاصی نیست پیام محبت تنها چیزی است که بین تمام کاراکترها جریان دارد.این ارتباط به کسی محدود نمی شود و بین تمامی افراد داستان وجود دارد.حتی مدیر کارگاه نیز که ظاهرا فرد ظالمی است در زمان مقتضی نشان می دهد که چقدر با محبت است.
فضای رنگی فیلم بسیار شاد است.حتی منزل پدر و پسر که اتاقکی در یک خانه نیمه مخروبه حاشیه یک اتوبان است تنوع رنگی زیادی دارد.
حضور سوسکها هنگام شام نیز نه تنها چندش آور نیست بلکه به فضای شاد فیلم می افزاید.
این فیلم بیان می کند که نه فقر افتخار است و نه ثروت.آن چیزی که مهم است محبتی است که در دل افراد وجود دارد.
نویسنده:حامد قاموس مقدم منبع:هفته نامه دوست نوجوانان
انیمیشن برای همه